آموزش‌ های کاربردیسبک زندگی سبز

ترور رسانه‌ای مخاطب

مجله گیچ gich.ir احسان میرزائی: بعد از هر پدیده‌ و رویداد بزرگی مخاطب برای کسب اطلاع بیشتر در بین شبکه‌های مختلف رسانه ملی یا ماهواره‌ای یا در صفحات مجازی داخلی یا خارجی و شاید ترکیبی از آن‌ها به دنبال اخبار و افزایش آگاهی است. اما مخاطب رسانه بودن به سادگی نشستن پای تلویزیون یا مرور صفحات مجازی نیست. چون اگر مخاطب از مهارت‌های سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی، تفکر و تامل به جای رفتار احساسی و هیجانی، برخوردار نباشد، با چالش جدی مواجه می‌شود.

شاید بتوان رسانه‌ها را بر اساس میزان خطرناکی و ترویج و بازآفرینی خشونت، تهدید سلامت روان مخاطب و انحراف افکار عمومی از حقیقت و… به سطوح مختلف تقسیم کرد. اما اینجا می‌خواهیم نکاتی را مطرح کنیم که شاید برای مخاطب جویای حق و عدالت تلنگری باشد و بتواند از خودش را در برابر تبعات منفی جنگ نرم و شناختی دفاع و حفاظت کند.

مخاطب این یادداشت کیست؟

این یادداشت برای مخاطبانی است که پس از هر رویداد بزرگی در باتلاق اخبار جعلی و گرداب روایت‌های جعلی رسانه‌ها گرفتار می‌شوند. مخاطبانی که ناخواسته در برابر هجمه‌های رسانه‌ای در دام می‌افتند.

برای مخاطبانی که در میان دو دسته‌ی اخبار و روایت جعلی با اخبار معتبر و روایت درست دچار تردید و سردگمی شده‌‌اند. آن‌هایی که در تشخیص حق از باطل ناتوان‌ شده‌اند و نمی‌توانند درک درستی از مرزبندی‌ها و تفکیک روشنی بین مسائل داشته باشند و در حالی که خودشان نمی دانند تحت ترور نرم رسانه‌ای قرار گرفته‌اند.

برخی از رسانه‌ها تلاش می‌کنند تا با روش‌های غیر اخلاقی و غیر انسانی بر افکار و ادراک مخاطب تاثیر بگذارند. این رسانه‌ها صرفا نسبت به کارفمایان متعهد هستند و هیچ تعهد اخلاقی و انسانی، قانونی و دینی نسبت به مخاطب ندارند.

رسانه‌های اینچنین در بزنگاه‌های تاریخی مخاطبان خود را بمباران اطلاعاتی می‌کنند. عملیاتی چند لایه‌ی شناختی و روانی که در آن گوش و چشم و ذهن مخاطب با انبوهی از اخبار و روایت‌های جعلی اشباع شده و قدرت تجزیه و تحلیل و کشف حقیقت را در سطوح مختلف از مخاطب می‌گیرد. هدف آن‌ها اقناع عقلانی نیست بلکه به دنبال خلع سلاح ادراکی مخاط هستند.

کارگاه آموزش خبرنگاری۲

۱. از اطلاع‌رسانی تا بمباران شناختی؛ اضافه‌بار اطلاعاتی

در ادبیات ارتباطات، مفهومی با عنوان اضافه‌بار اطلاعاتی (Information Overload) مطرح است. وضعیتی که در آن مخاطب با سیلی از داده‌های متناقض، احساسی و پراکنده روبه‌رو می‌شود. در این شرایط، ذهن انسان به‌جای تحلیل منطقی، به میان‌برهای شناختی (Cognitive Shortcuts) متوسل می‌شود. یعنی قضاوت سریع، هیجانی و اغلب نادقیق.

وقتی این اضافه‌بار به‌صورت هدفمند طراحی شود، وارد حوزه‌ای می‌شویم که پژوهشگران از آن با عنوان جنگ شناختی (Cognitive Warfare) یاد می‌کنند. جنگ شناختی جایی است که «درک واقعیت» به میدان نبرد تبدیل می‌شود.

۲. روایت‌سازی؛ قلب عملیات ادراکی

روایت سازی (Narrative Construction) یکی از مؤثرترین ابزارها در این فضا است. روایت‌ها الزاماً دروغ نیستند؛ بلکه گزینشی از واقعیت هستند که با برجسته‌سازی (Framing) برخی عناصر خبر و حذف یا کمرنگ‌سازی عناصر خبری دیگر، معنای خاصی را القا می‌کنند.

در این مدل:

  • یک رویداد پیچیده به یک داستان ساده، احساسی و دوقطبی تبدیل می‌شود
  • «قربانی» و «مقصر» به‌سرعت تعریف می‌شوند
  • مخاطب پیش از آنکه فرصت تحلیل پیدا کند، درگیر احساسات می‌شود
کارگاه آموزش خبرنگاری۳

مطالعات حوزه روان‌شناسی رسانه نشان می‌دهد که برانگیختگی هیجانی بالا (High Emotional Arousal) توان تفکر انتقادی (Critical Thinking) را به‌طور معناداری کاهش می‌دهد.

۳. خلع سلاح مخاطب؛ فرسودگی تصمیم‌گیری

خلع سلاح شناختی مخاطب الزاماً با حذف اطلاعات انجام نمی‌شود. بلکه اغلب با افزایش کنترل‌نشده‌ی اطلاعات (انبوه اخبار و روایت) رخ می‌دهد. مانند طراحی حملات نظامی که در آن انبوهی از پهپاد و موشک و به سمت هدف شیرجه می‌زند و سامانه‌های پدافندی را دچار اختلال در شناسایی تهدید مهمتر و رهگیری و انهدام می‌کند و در نتیجه سامانه دفاعی نابود می‌شود.

این وضعیت باعث پدیده‌ای به نام فرسودگی تصمیم‌گیری (Decision Fatigue) می‌شود. یعنی فرد دیگر توان تشخیص «حق از باطل، درست از نادرست، مهم از بی‌اهمیت» را از دست می‌دهد. همینطور مخاطب دیگر نمی‌تواند مرز و تفکیک بین موضوعات و مسائل قائل شود در نتیجه:

  • بی‌اعتمادی فراگیر ایجاد می‌شود.
  • نسبی‌گرایی افراطی («معلوم نیست چی می‌خواد بشه، هیچ‌چیز مشخص نیست»)
  • کناره‌گیری ذهنی از پیگیری فعال حقیقت، مخاطب دیگر دنبال کشف حقیقت نمی‌رود.
  • مخاطب منفعل و سردرگم می‌شود.

۴. بحران اعتماد و مهاجرت رسانه‌ای

اعتماد یکی از سرمایه‌های اجتماعی و پیش‌شرط‌های موفقیت هر نظام رسانه‌ای است. وقتی رسانه‌ای در طول زمان شفاف نباشد و خطاهای خود را نپذیرد و صدا و خواسته‌ی مخاطبان را منتشر نکند؛ مخاطب به‌ طور طبیعی مهاجرت رسانه‌ای (Media Migration) می‌کند. حتی اگر رسانه‌ی جایگزین، از نظر حرفه‌ای یا اخلاقی، کیفیت بالاتری نداشته باشد. در اینجا «احساس شنیده شدن» مهم‌تر از «صحت و اعتبار» می‌شود. به یاد بیاوریم مخاطبین شبکه‌هایی که با کلید واژه‌های مشخص ویدیوهایی تهیه کرده و برای من و تو، اینترنشنال و… ارسال می‌کنند.

۵. سواد رسانه‌ای و تغییر الگوی ارتباطی راه برون‌رفت

مؤثرترین اقدام در چنین شرایطی تمرکز بر دو محور است:

  1. سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی Media and Information Literacy
    آموزش مخاطب برای تشخیص چارچوب‌بندی، روایت‌سازی، خطای شناختی و تکنیک‌های اقناع احساسی.
  2. ارتباط ترمیم‌گر Restorative Communication
    یعنی گفت‌وگو با مخاطب از موضع برابر باشد؛ پذیرش خطا، ارائه روایت‌های چندبعدی و احترام به عقلانیت مخاطب.

پایان

مشاهده بیشتر

احسان میرزائی

احسان میرزائی | ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه | کنش‌گر مستقل محیط زیست | حامی حقوق کودکان | داوطلب امداد در سیل و زلزله | موسس مدرسه طبیعت طهران | مشاور و ایده‌پرداز کمپین‌های فرهنگی-محیط‌زیستی | اولین مروج تخصصی سبک زندگی سبز به زبان فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا