رابطه ظروف یک‌بار مصرف و حقوق شهروندی

تغییر یا جایگزینی ظروف

پلاستیکی، آلومینیومی، گیاهی یا…

 

تبلیغ گسترده نهادهای غیر مردمی برای جایگزین کردن ظروف یک‌بار مصرف گیاهی به جای ظروف یک‌بار مصرف پلاستیکی،مصداق تحمیل اراده‌ی خود و تضییع حقوق شهروندان!

یادداشت روز مجله گیچ احسان میرزائی: شوربختانه برخی سازمان‌ها و نهاد‌های غیر مردمی به تبلیغ “جایگزینی ظروف‌ یک‌بار‌ مصرف گیاهی” به جای “ظروف یک‌بار مصرف پلاستیکی” رای دادند و برخی برنامه‌های صدا و سیما کشور در خلاء آگاهی، طرح غیر اصولی این سازمان‌ها را تبلیغ کردند! یکی از راه‌کارها برای حل چنین معضلی (معضل استفاده بی رویه از ظروف یک‌بار مصرف پلاستیکی و عدم تفکیک و بازیافت) در درجه‌ی اول آموزش و افزایش آگاهی برای اقشار مختلف جامعه است.

یعنی آن سازمانی که به شهروندان حکم می‌کند که: “باید ظروف گیاهی را جایگزین پلاستیکی کنید” و با زبان بی‌زبانی می‌گوید: چون ما می‌دانیم و شمای شهروند نمی‌دانید، پس باید هرچه که ما می‌گوییم انجام دهید. 

 

تضییع حقوق شهروندی

نماینده‌های این نهاد‌های غیر مردمی در صحبت‌های خود با پشتوانه رسانه ملی و بودجه‌ای که در اختیار دارند، بی‌محابا از کلمه‌ی “جایگزین کردن” استفاده کرده‌ است،در حالی که جایگزین کردن یعنی نادیده گرفتن حقوق شهروندان! چون وقتی من نوعی به عنوان یک مرجع یا یک نهاد مسئول خودم را برتر و داناتر از شهروندان بدانم، دیگر حق آگاهی داشتن و تفکر، تصمیم گیری و انتخاب کردن، برای شهروندان قائل نیستم و  هرآنچه را که خودم صلاح بدانم انجام می‌دهم.

چرا نباید از ظروف یک‌بار مصرف گیاهی استفاده کنیم؟

 

آگاهی حق شهروندان امروز

اما اگر یک سازمان غیر دولتی (حتی سمن‌ها) بخواهد برای حل معضل استفاده بی‌رویه از ظروف یک‌بار مصرف طرحی منطقی تعریف کند، در بخشی از کار باید به اصل تغییر آگاه باشد، سپس در یک برنامه ریزی بلند مدت به دنبال ایجاد تغییر در رفتار و عادت‌های اشتباه یا مخرب جامعه برود. در مسئله‌ی بالا فرایند تغییر باید به مردم اطلاعات و آگاهی صحیح  را در رابطه با پیشینه تولید و خطرات استفاده‌ از انواع ظروف یک‌بار مصرف را به شهروندان ارائه کنیم و مسئولیت انتخاب را به عهده مردمی که حالا آگاه شده‌اند بگذاریم.

اما اگر قرار باشد تنها اطلاعاتی که آن سازمان غیر مردمی در رابطه با ظروف یک‌بار مصرف گیاهی به شهروندان می‌دهد صرفا در تجزیه پذیر بودن و سبز بودن، محیط‌زیستی بودن یا دوست‌دار طبیعت بودن، زیست تخریب پذیر بودن یا گیاهی بودن خلاصه شود، دقیقا چه دانشی در مورد این ظروف به مردم ارائه شده است؟ شاید در این مرحله لازم باشد که کنشگران محیط‌زیست بی اعتنا از کنار این پیام‌های تبلیغاتی و فریب‌دهنده عبور نکنند و برای آگاه  سازی مردم تلاش کنند.

مراحل تغییر
حال اگر فرض کنیم هشتِ مردم گروی نه نیست و مسائل شکاف طبقاتی و آگاهی در جامعه وجود ندارد و مردم با آسودگی خاطر بیشتری می‌توانند به حفاظت و حمایت از محیط‌زیست و طبیعت توجه کنند، شهروندان پس از کسب آگاهی لازم مراحل تغییر را به صورت خودجوش شروع می‌کنند. فرایند تغییر در انسان چند بخش دارد که باید پله به پله جلو رفت و نمی‌شود که ناگهان روی عادت‌ها و باورها جامعه دست گذاشت و از مردم خواست آن را تغییر دهند، بلکه شما با افزایش دانایی پنجرههای جدیدی درذهن مردم باز می‌کنید و مردم آگاه با تفکر و تعمق در موضوع حتی گاهی به نتایج خلاقانه‌تری می رسند!

فرایند و فرمول تغییر فردی به قلم احسان میرزائی

فرایند تغییر با تعریف بالا حق محفوظ و قطعی شهروندان یک کشور با حکومت مردم سالار است؛ پس فرایند تغییر با حکم جایگزین کردن که میل به زیر پا گذاشتن حقوق شهروندان دارد، متفاوت است. البته شاید در پی یک حکم دولتی یا قضایی، تنبیه یا تشویق پدر و مادر یا سیستم آموزشی تغییری در افراد ایجاد شود، اما آیا این تغییر عمیق و درونی است؟ آیا این تغییر از روی تفکر است؟ آیا این تغییر مفید و مثمر ثمر است؟ آیا این تغییر مدت زیادی ادامه پیدا می‌کند یا با برچیده شدن جبر کم‌کم از بین می‌رود؟
فرایند تغییر یک امر منطقی است، یعنی اصول ثابتی در خرد که تغییرات بر اساس آن صورت می‌گیرد و آگاهی در آن نقش بسیار مهمی دارد.

پایان پیام

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس