اصول سبزگراجامعه سبزسبک زندگی سبز

اصول سبزگرا (بخش چهارم)

اصول سبزگرا ۴

  • ۴۱. عضو تشکلی از سبزها باش
  • ۴۰. همه گرا باش (پلورالیست)
  • ۳۹. نگذار کمپانی‌ها پشت دولت‌ها قایم شوند
  • ۳۸. تراریخته‌ها را نخر
  • ۳۷. از آب خاکستری غافل نشو 

 

مجله گیچ gich.ir: دکتر ناصر کرمی با انتشار اصول سبزگرا چنین به مخاطب القا می‌کند که گویی فرد مبدا تمام خیر و شر جهان هستی است؛ در چنین حالتی کانون توجه فرد به تفکر، گفتار و کردار خودش جلب می‌شود.

توجه سرآغاز تغییر است، همان که دکتر کاوه مدنی چنین خلاصه و مختصر می‌گوید: از خودمان شروع کنیم. اما آیا انسان امروز در حالی که به پدیده‌های نوظهور بسیاری وابستگی پیدا کرده فرصتی برای توجه به سبک زندگی سبز پیدا می‌کند؟ البته هنوز هستند افرادی چون دکتر کرمی، دکتر مدنی، محمد درویش و… که هنوز به تغییر به نفع سیاره‌ی زمین اعتقاد دارند و امیدوار هستند.

 

 

 

 

 

ادامه‌ی اصول سبزگرا به قلم دکتر ناصر کرمی اقلیم شناس و استاد دانشگاه برگن نروژ:

 

مطلب مرتبط با این پست:

۳۷. از آب خاکستری غافل نشو 

به آب خاکستری که به ناچار در خانه تولید می‌شود فکر کن؛ بیشترش حاصل استحمام، بخشی هم شست و شوی رخت و لباس، ظرف و ظروف و مقدار کمی هم حاصل آشپزی است. مصرف روزانه‌ی آب بسته به سبک و سطح زندگی از ده لیتر تا صد لیتر است!

مانند قضیه زباله اینجا هم بهترین و اولین چاره کمتر مصرف کردن است. هرچه کمتر آب مصرف کنی مقدار کمتری آب زلال که از دوردست‌‌های طبیعت به تاراج برده شده و با چند مرحله تصفیه به دست تو رسیده تبدیل به فاضلاب می‌شود. اما می‌توانی برای بازیافت همین آبی که یک‌بار مصرف شده هم تلاش کنی، حتی در زندگی آپارتمانی.

 راه‌های زیادی برای بازیافت فاضلاب خانگی و تبدیل آن به آب خاکستری وجود دارد، برای نمونه: امروزه برخی مخزن‌های سیفونی طوری طراحی شده که بواقع با آب شستشوی دست و صورت پر می‌شود. استفاده از همین‌ نوع سیفون‌ها خودش کلی باعث صرفه جویی در مصرف آب می‌شود.

راه و روش‌ها و ابزارهای متعدد دیگری هم هست، یادشان بگیر، مهمتر از همه این‌که از آب خاکستری غافل نشی و متوجه باشی با هر بار شستشو چه ثروتی را به فاضلاب تبدیل می کنی.

 

‌مطلب مرتبط با این پست:

۳۸. تراریخته‌ها را نخر

 

این فقط توصیه به عدم مصرف محصولات خاصی نیست، تاکید بر یک سبک زندگی است: سبزگرا در حد امکان مبتنی بر طبیعت می‌خورد و می‌پوشد، مصرف می‌کند و می‌زید… اما تراریخته‌ها حاصل دستکاری‌های آزمایشگاهی در ژن هستند، درست نقطه مقابل ذات طبیعی مواد و محصولات، نباید تن به مصرف محصولات تراریخته داد.

گریز از تراریخته‌ها بدویت گرایی (پریمیتیویسم) نیست، مقاومت در برابر نوگرایی و دانش نیست، احتیاطی لازم است برای محافظت از حیات، زمین و انسان در برابر مواد و محصولاتی که هنوز پیامدهای نهایی تولید و انتشار آن‌ها را هیچکس به طور قطع نمی‌داند.

محصولات تراریخته‌ در نهایت می‌توانند هم مفید باشد و هم مرگ‌بار؛ به هر حال جای محصولات تراریخته فعلا آزمایشگاه‌های پیشرفته دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی است نه معده من و شما و فرزندانمان.

 محصول تراریخته باید برچسب مخصوص داشته باشد، اگر ندارد یعنی غیر قانونی تولید و توزیع شده است. یعنی مانند هر ماده غذایی تقلبی اتفاقا خطرناکتر است.

مراقب باش و چیزی را که می‌خری بشناس، اگر برچسب تراریختگی دارد نخر، اگر مشکوک به تراریختگی است اما برچسب ندارد حتما به نهادهای مسئول گزارش بده.

‌مطلب مرتبط با این پست:

 

۳۹. نگذار کمپانی‌ها پشت دولت‌ها قایم شوند

در جهان امروز دولت‌های واقعی کمپانی‌ها و شرکت‌های بزرگ هستند؛ در واقع به این سمت پیش می‌رویم که عملا دولت‌ها بازوی اداری-حقوقی کمپانی‌ها باشند، برای تغییر و اصلاح به ما آموخته‌اند که یقه دولت‌ها را بگیریم.

اما الان قرن بیست و یکم است و نه صد سال پیش که نهاد دولت خدایگان زمین بود، بلکه کمپانی‌ها معرکه گردانان دولت‌ها، بزرگتر از هر دولتی و خدایگان واقعی هستند.

آیا می‌دانید که ۹۰٪ زباله و فاضلاب در جهان توسط شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ صنعتی تولید و رها می‌شود؟

برای کاهش انتشار زباله ما عادت کرده‌ایم توده مردم را نصیحت کنیم و یا دولت را خطاب قرار دهیم. اما مردم حداکثر ده‌ درصد مقصر هستند، دولت‌ها هم بلدند ما را در هزارتوی دیوانسالارانه خود سر بدوانند، شر بزرگتر جای دیگری فارغ البال شرارت را ادامه می‌دهد.

رودررویی با کمپانی‌ها اتفاقا ساده تر و آسانتر از تلاش برای تبدیل همه ملت به بایزید بسطامی‌هایی مطلقا منزه یا برانداختن دولت‌ها است.

برای نمونه بحث آلودگی هوای تهران: به جای خواهش و التماس برای استفاده مردم از دوچرخه در شهری که شرایط جغرافیایی و زیرساخت ترافیکی مناسبی برای دوچرخه سواری ندارد، و یا زانوی تضرع به بغل گرفتن در درگاه دولتی که خود مقهور و ملعبه دو خودروساز داخلی است، چرا مستقیما یقه همین دو شرکت را نگیریم؟

اصل دعوای آلودگی هوا اینجاست، با سایپا و ایران خودرو، بقیه دعواها حاشیه‌ای و اتلاف وقت و بی حاصل است. این فقط یک مثال بود.

‌مطلب مرتبط با این پست:

بیست اصل از اصول سبزگرا به قلم دکتر ناصر کرمی

۴۰. همه گرا باش (پلورالیست)

سبزگرا پلورالیست است؛ پلورالیسم به واقع برگردان تنوع زیستی در چشم انداز انسانی است. سبزگرا می‌داند زیست‌بوم هر چه متکثرتر و متنوع‌تر باشد پایدارتر است. حذف حتی یک گونه کم شمار از یک زیستب‌وم بزرگ می‌تواند پیامدهای کاهنده و قهقرایی به دنبال داشته باشد.

سبزگرا چون به تنوع زیستی به عنوان یکی از ارکان پایداری باور دارد، همانقدر دلمشغول ما به ازای انسانی آن یعنی تکثرگرایی و پلورالیسم است.

سبزگرا می‌داند اساسا اصالتی بزرگتر از زیستن وجود ندارد، هیچ آرمان و ایدئولوژی و هدف مقدسی بزرگ‌تر و مقدس‌تر از حق زیستن وجود ندارد، به هیچ بهانه‌ای نمی‌توان حق زیستن را از یک گونه بازستاند.

سبزگرا پرستار حیات است، به همین رو زیستن را پاس می‌دارد و به عنوان یک کنش‌گر اجتماعی بر حق حیات و بقای تک تک گونه‌ها و زیستمندان پا می‌فشارد.

چشم اندازی که تنوع و تکثر زیستی‌اش را از دست می‌دهد به ناچار در گرداب ناپایداری و تنش فرو می‌رود؛ سبزگرا به همین خاطر برای حق حیات تک تک زیستمندان در دوردست‌های طبیعت یا در کوچه و خیابان شهرها می‌جنگد.

انسان و غیر انسان هم فرق نمی کند؛ همه گرایی و پلورالیسم برای هیچکس به اندازه یک سبزگرا ملموس و بدیهی نیست. ذهن زیبا یکی از نخستین پاداش‌های سبزگرایی است.

توضیح: همه گرایی را به عنوان معادل پلورالیسم به کار برده‌ام، در زبان فارسی البته تکثرگرایی بیشتر به کار رفته، دکتر باطنی هم در فرهنگ معاصر کثرت‌گرایی پیشنهاد کرده، همه گرایی یک حرف کوتاهتر است و البته فارسی تر…

‌‌

‌مطلب مرتبط با این پست:

۴۱. عضو تشکلی از سبزها باش

 زیست‌بوم جهان آنقدر شکننده است که به راستی می‌توان گفت برای آن هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار؛ ترویج سبزگرایی و پرهیختن‌ (پرهیز) شمار افزونتری از مردم به ناسبزی می‌تواند مهمترین مسئولیت اجتماعی هر سبزگرا به شمار آید. ایجاد تشکل‌های سبز و حضور گرم و فعال در آن‌ها راهی است برای مضاعف سازی شور و انگیزه و افزایش اثرگذاری سبزها.

می‌گوید چون‌ که توده نمی‌تواند فیلسوف شود پس به ناچار فلاسفه تنها مانده و مورد ملامت قرار می‌گیرند؛ واقعیت این است که سبزگرا بودن به معنای واقعی آن برای اکثریت جمعیت زمین اگر نه امری نا فهمیدنی، اما دست کم این‌که ناشدنی است.

پس عجالتا سبزها کم شمار و تنهایند؛ حتی در اسکاندیناوی نیز احزاب سبز هرگز نتوانسته‌اند اکثریت آرا را کسب کنند. سبزها برای اثربخشی توان و شورمندی‌شان باید گرد هم جمع آمده و متشکل شوند.

 

پایان پیام

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

سردبیر

کنش‌گر محیط‌زیست حامی حقوق کودکان کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه تسهیلگر ارتباط کودک با طبیعت مشاور فرهنگی محیط‌زیستی سمن‌های محیط‌زیستی ایده‌پرداز چندین کمپین فرهنگی-محیط‌زیستی مانند کمپین سبزی نوروز، کمپین ایران پاک و... مستقل از هر گروه، جناح، جریان و سازمان دولتی، نیمه دولتی و خصوصی *مروج سبک زندگی سبز و موسس اولین مجله فارسی زبان اینترنتی در همین حوزه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن